خاطرات المپیاد زیست 4

دوست های عزیز هم اتاقی من مجتبی شکریان ( طلای کشوری و طلای جهانی ریاضی) علی وفایی ( طلای زیست کشوری و نقره ی جهانی زیست) و مهدی سلیمانی فر ( طلای کشوری نجوم و برنز  جهانی نجوم ) و برنا تدین ( طلای کشوری فیزیک) و ابوذر کمایی ( نقره ی کشوری ریاضی) و دو نفر دیگه بودند. که الان امیدوارم منو به خاطر اذیت هایی که کردمشون ! ببخشند.خیال باطل

  توی خوابگاه آدم با انواع مدل های زندگی کردن آشنا میشه. مثلا صبح که آماده میشدیم بریم باشگاه یه سری از بچه ها مجموعه اعمالی! رو انجام میدادن که بیشترش رو به روی آینه های دستشویی خوابگاه بود اعم از اتوی مو که من تا اون وقت ندیده بودم و ... . ولی منخیلی ساده لباس می پوشیدم و الان که عکس های اون وقتم رو میبینم خیلی برام جالبه. الان که خیلی اون جوری نیستم.

بعدش اتوبوس ها دم در آماده بودن که سوار شیم و مارا به محل باشگاه که اون موقع واقع در سردارجنگل بود ببرن. ما از ساعت 7 که میرفتیم باشگاه تا حدود ساعت 4 یا پنج باشگاه بودیم . متاسفانه کلاس ها خیلی بازده نداشت و به نظر من بد جوری وقتمون رو تلف کردن. مدیریتش واقعا ضعیف بود. نعش ما ! حدود ساعت شش عصر به خوابگاه منتقل می شد. کلا آدم اونجا خیلی خوابش میاد! تقزیبا همه خیلی می خوابیدم. یکی از بچه های تبریز (آرین)میگفت :" من یا خوابم یا دلم میخواد بخوابم" . 

اغلب بچه ها گروهی(با حاج خانوما!) بیرون می رفتند ولی من هیچ وقت نرفتم! سرم توی درس بود! البته مسئولین باشگاه گفته بودند که حق ندارین برین ولی چون این حرف حرف نسنجیده ای بود کسی خیلی گوش نمی کرد.

 بچه های زیست که حدود چهل نفر بودیم خیلی با هم صمیمی بودیم. البته کم و بیش مسائلی! پبش میومد که محور اون دعوای عده ای از بچه ها بر سر دخترها!! بود. بگذریم همیشه پای یک زن در میان است! البته این ها قابل چشم پوشی بود...

/ 2 نظر / 26 بازدید
دختری دو سال مونده به کنکورری بشه

سلام خوبید ؟؟ ببخشید به نظرتون من وقتمو رو المپیاد بذارم نتیجه میگیرم سخت نیست؟ یا روی در س هام وقت بذارم البته من خیلیییییییییییییییییییی زیستو دوست دارم وقت زیاد و کم باشه می خونم

مجید

سلام ممنون شما چطورین؟ فکر میکنم الان وقت روی درس ها وکنکور بذارین بهتره.