عجب!

اول سلام

یه نکته جالب برای خودم که الان به نظرم اومد اینه که 

وقتی آدم حال و هوای نوشتن داره در این حد که انگار الفاظ دارن بهش الهام میشن! اینقدر کار داره که نمیرسه بنویسه و وقتی که آدم فراغت پیدا میکنه دیگه اون حال و هوای نوشتن وجود نداره!

وقتی آدم کلی امتحان و درگیری داره دلش می خواد کتاب غیر درسی بخونه ولی وقتی بیکار شد هیچ علاقه ای برای خوندن غیر درسی و درسی نداره!

وقتی شب امتحان و حفظ کردنه! هی ایده های جدید و ابتکار تو مغزش میاد وقتی امتحانو داد و وقت پیدا کرد دیگه ذهنش ابتکار نمیزنه!

وقتی کنکور یا کار سنگینی داره علاقش به ورزش و هنر و فرهنگ و ... به صد میرسه وقتی کنکور و داد دیگه به هیچ کدوم علاقه نداره!

عجب!

/ 10 نظر / 21 بازدید
نگار

سلام حالتون خوبه؟ من اومدم بهتون سر زدم اگه خواستید شما هم به من سر بزنید

مریم

سلام دوست عزیز مطلب جدیدتون رو خوندم امیدوارم موفق باشید با یکسری مطالب جالب و خواندنی بروز شدم من تو وبلاگم از همه چیز و از همه جا می نویسم و گاهی هم وبلاگ ها رو می خونم به وبلاگ من هم سری بزن موفق و موید باشید مریم

پریسا

دآیا می دانستید که سایت من به روز ترین سایت ایران است[لبخند]. بازم سر زدم بدو بیا

ما همیشه صداهای بلند را میشنویم، پررنگ ها را میبینیم، سخت ها را میخواهیم. غافل ازینکه خوبها آسان میآیند، بی رنگ می مانند و بی صدا می روند!!

پگاه سعادت

سلام.وبلاگ زیبا و پر محتوایی دارید.خوشحال میشم به وب ما هم سر بزنی و نظرتو مطرح کنی.

پریسا

خیلی خیلی خیلی خیلی ازت ممنونم که بهم سر زدی. اما به حضور سبزتان بازم نیازمندیم. بدو که کلی مطلب جدید دارم

دختری ی سال مونده به کنکورری بشه

راست میگن منم خیلی ورزشی شدم هم خیلی فرهنگی شدم کلیم درس دارم

م.ب

من فکر می کردم فقط من این طوریم. سر امتحانات نهایی حافظ حفظ می کردم اما خب برا امتحانا جدا خود کشی کردم کردم و معدلم خوب شد. اما آقای شاه مرادی جای یه چیزی تو وبتون خالیه .

saba

عجب!! ممنونم به خاطر مطالب خوبتون [لبخند]

نازنین

آره انگار تو این زمانا مغز داره خودشو به در و دیوار می زنه تا ثابت کنه حاضره هرکاریو بی نقص برا آدم انجام بده جز تمرکز روو چند صفحه کتاب ![نیشخند]