کشتن!

چرا  همه ی افراد علاقه مند به علم باید از یک مسیر از قبل تعیین شده( دقیقا معلوم نیست توسط چه کسی تعیین شده) پیروی کنند؟  اصلا این منطقی نیست که شما به اجبار دروسی که گروهی از افراد به ذهنشان آمده ضروری است را بخوانی . آن هم به روشی که آنها تعیین کرده اند  . مگر ممکن نیست فردی راه بهتری برای کسب مهارت یا اطلاعات برای خودش پیدا کند؟ از کجا معلوم افرادی که خود را بالا دست تو می بینند بیش تر از تو بفهمند؟

بسیار مضحکهقهقهه. دانشگاه ها بازده بسیار  پایینی دارن . شما به اجبار باید سر کلاسی بری که هیچ علاقه ای به اون نداری. ساعات عمر که گرانبهاست و جبران ناپذیره رو باید داخل کلاسی 4 در 5 متری بشینی . و به سخنان کاملا بی ارزش و غیر مفید آدمی که به اون هیچ اعتقادی نداری، گوش بدی یا چرت بزنیخمیازه. بسیار شده که متوجه میشم استاد! در زمینه چیزی که تدریس میکنه حداقل ها رو بلد نیست و تنها و تنها وقت مرا تلف میکنه. بسیار شده که احساس کرده ام استاد علاقه ای به تدریس نداره و متاسفانه بسیار شنیده ام  که استاد! تو را رقیب شغلی خود حساب کرده و به تو نمی آموزد! آیا چنین افرادی می توانند به شما بیاموزند؟ 

این روش و برنامه ی درسی یکسان برای همه، باعث میشود همه افراد شبیه هم شوند.  و در یک محدوده کاملا باریک تفاوت کنند . و البته تمامشان شبیه کارمند بار بیایند. یعنی نه نو آوری نه خلاقیت و نه پیشرفت در آن ها دیده نمی شود. بهترین محصولش افرادی با نام هیات علمی است که در بهترین حالت  شبیه ترجمه ی چند کتاب اند که صحبت میکنند و جهت ارتقای شغلی، نوشته هایی تقریبا بی فایده  به اسم مقاله هم میدهند.

این سیستم فرد نخبه که به بار نمی آورد هیچ،توانایی ها و نبوغ افراد مستعد را هم له میکند. به نظرم همین می شود که می بینی افراد بزرگ عموما در زندگی شان (لا اقل در دوران جوانی) زیر بار این سیستم های متکبر نرفته اند و به نظرم همین یکی از عوامل موفقیت آن ها در رشد نبوغشان بوده است. مثل داروین ، انیشتن ، استیو جابز و ... .  عموم این افراد مدرسه یا دانشگاه را رها کرده اند.

 افراد فارغ التحصیل هم خیلی از این مشکلات را حس میکنند ولی تنها تجویزی که برای این وضع دارند اینست : «فلانی کم کم عادت میکنی.»

این عادت کردن به نظرم همان کشتن نبوغ و کشتن شوق بزرگ شدن است.

/ 5 نظر / 24 بازدید
سایبری سیاست

آفرین کاملا موافقم زدی تو خال منم دقیقا همون توصیه پایین مطلب رو برات دارم «فلانی کم کم عادت میکنی.»[نیشخند]

دختری که یک سال مونده کنکوری شه

اصلا تو شهراما دبیر خوب نیست من برای زیستم خیلی مشکل دارم بیا بعضی ها شون بی180 تا 200تومن هم که خوبن اما گرون بقیه شون خوب نیستن معلم ما هم ی راه میره می گه خیلی سبز غلطه

پرنیان

ای بابا، من که دبیرستانیم دارم دیوونه میشم دیگه شمارونمیدونم، احتمالا تو اون مرحله من چندتا دعوای خفن با مسئولین محترم خواهم داشت، همینجوریش که حق بقیه رم من باید بگیرم تو مدرسه

سونا

سلام اقای شاهمرادی خیلی وقته با وبتون اشنا شدم.به جرئت میتونم بگم امکان نداره حتی یکی از پست هاتون رو نخونده باشم و شاید بخاطر داشتن دغدغه های مشترک باشه که تا این حد بی پرده بیان نشده بودن،البته واسه خیلیا دل مشغولین. میخام یه مشکلی که اخیرا تو دانشگاه برام پیش اومده رو مطرح کنم ونظر شما رو بدونم،هرچند توقعی ندارم و اگر هم پاسخی ندادید کاملا درک میکنم ،منطقیه!شما منو نمیشناسید... من دانشجوی ترم یک دندانپزشکی هستم. متاسفانه الان باید برم تو کامنت بعدیم مطرحش میکنم و بعد از اون منتظر راهنماییتون میمونم.حق پشت و پناهتون

اى جااااااااان بخدا اين روزا فقط دارم به سيستم آموزشى مون فک ميکنم البته""" اگه """"سيستمى باشه!!!! يعنى مسولين نميفهمن خودشون آخه اين سيستمه؟ برو ژاپن رو ببين...گريه ام ميگيره بخدااااا ولى من با ترک تحصيل موافق نيستم راه ديگه اى براى بدست اوردن آرزوهام ندارم من!!! شما دارى؟ مهاجرت رو ولى قبول دارم