اولین جراحی عمرم!

مریض کارش به خوبی انجام شد ولی خودم faint (غش) کردم!

حالا نه به این شدت.  ولی فشار و قندم افتاد. دوستم امیر را جوری که مریض چیزی متوجه نشه ،آهسته صدا زدم ، گفتم "امیر فشارم افتاده، برو برام قند بیار!" خلاصه تا رفت بیاره ، هی حالم بدتر شد. احساس تهوع داشتم . سرم گیج میرفت .

توی بخش رفتم چند تا یونیت اون ور تر که کسی نبود  روی یونیت دراز کشیدم. . تا دیگه دکتر محمدی اومد و حالت سوپاین گذاشتم. پاهام رو بلند کرد و گذاشت روی بازوی سینی ها ی یونیت. همون جا گفتم : مریضم رو خودم handle میکنم. دکتر محمدی (رزیدنت واقعا دوست داشتنی ) هم خندید و گفت باشه. یه عرق سردی همه ی بدنم رو پوشانده بود....

/ 16 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Arsenal

تبریک!!

مریم

قبل ﺍﺯ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺑﺮﻳﺪ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﭘﺰﺷﻜﻲ ﺩﻭﺗﺎ ﺣﺒﻪ ﺳﻴﺮ ﺑﻨﺪﺍﺯﻳﺪ ﺑﺎﻻ... ﺍﺯ ﻋﺬﺍب ﭘﻮﻟﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﭘﺰﺷﻜﻪ ﻣﻴﺪﻳﺪ ﻛﻢ میکنه هه [نیشخند]

مریم

مجید یعنی هرکی رو بخای جراحی کنی باید قبلش و بعدش اب قند بخوری [نیشخند][نیشخند]

مریم

بیمار: دکتر جون دستم به دامنت ، دیگه تحمل این درد رو ندارم ، بکش منو راحت بشم. دکتر : آقا جان من خودم کارمو بلدم ، شما لازم نیست یادآوری کنی !؟[نیشخند][نیشخند] عجباااااا[تعجب]

مریم

مردی به مطب پزشك رفت و گفت: «آقای دكتر! چند وقتی است كه بیماری فراموشی گرفته ام. چه كار كنم؟» پزشك:« اول بهتر است تا فراموش نكرده ای، ویزیت مرا بدهی.[نیشخند][نیشخند][قهقهه]

H.Clean

سلام ارادت ما روزافزون است. هر روز از مبارزان رد میشم بسیار یادت هستم!

مریم

به نظر من یکی رو استخدام کن تو مطبت تا اگه فشارت افتاد واست اب قند درست کنه تا بیمارها متوجه نشن ...

atefe-nzz

تبریک میگم اولین جراحیتونو[نیشخند] خواهر منم دندونپزشکی مشهد قبول شد

[لبخند]

مهسا

یعنی کار عملی انقدر سخته ؟؟؟؟؟؟؟:(((((((