برای عموم افراد اولین جایی که پسر ها با دختر ها (و بالعکس) بیش تر آشنا میشن و  برخورد دارن ترم اول دانشگاهه. اما برای دوستان دوره المپیاد، اولین بار در کلاس های دوره باشگاهه که این اتفاق میمون! می افته. طبیعتا این اتفاق تبعات خودش رو برای بعضی افراد میگذاره. البته من به لطف راهنمایی های برادرم(حفظه الله!!!!) که از قبل بهم گفته بود جان سالم به در بردم!

البته زیستی ها کلا بچه های ویژه ای بودن و هستن! چون مثلا تو ریاضی ها دو سه تا دختر بود و سی و خورده ای پسر . فیزیک هم همین طور . اما ما تقریبا نصفمون دختر بودن و نصفمون پسر.

 بچه های زیست که حدود چهل نفر بودیم خیلی با هم صمیمی بودیم. البته کم و بیش مسائلی! پبش میومد که محور اون دعوای عده ای از بچه ها بر سر دخترها!! بود. بگذریم همیشه پای یک زن در میان است! البته این ها قابل چشم پوشی بود... . ما را برای مسائلی  ازین قبیل! به اردوی بازدید و جمع آوری حشرات از طبیعت نبردن.

بین کلاس ها فاصله زمانی قابل توجهی بود و گروهی از پسرا در حیاط باشگاه فوتبال میزدن. برخی دخترا والیبال بازی می کردند. پین پنگ هم بود. برخی هم یه مدل دیگری از بازی ها رو انجام میدادن که از گفتن آن ها معذوریم!!!!!