توی این پست میخوام در مورد هر روزم(تا هفت روز) یه چیزی بنویسم:

-امروز جمعه: احساس سبکی میکنم. کلا این چند روز خیلی حس خوبی دارم. 

دولت   فقر   خدایا به  من  ارزانی  دار        کاین کرامت سبب حشمت و تمکین من است

 

-شنبه: به شنبه ی هفته آینده فکر میکنم. شنبه ای با سه امتحان پایان ترم. دوتا همزمان و یکی دیرتر.

خدایا کمک!


-یکشنبه و دوشنبه: مثل برق گذشتند. ژیاده روی آخر روز دوشنبه با مادرم بهترین چیزیه که ازین دو روز تو ذهنمه

سه شنبه: امروز یه مهمان از تهران داشتیم، جزوه سرطان دکتر توسلی رو باید گیر می آوردم! و خانم حسین پور(  یا زاده؟) رو در مورد متغیر های spss توجیه میکردم. الانم باید بشینم درس بخونم.

 

-چهارشنبه: 

کاش تو را می دیدیم

 

-پنجشنبه: نشستم و ویروس خوندم. رفتم کتابخونه دانشگاه. کمی هم سرطان خوندم.

-جمعه: فیزیولوژی گیاهی خوندم.و ادامه سرطان رو خوندم. حدود یک شب بود که کمی از ویروس خوندم و مقداری اش باقی موند.

شنبه: بالاخره روز "سه امتحانی" فرا رسید. هر چه به امتحان آخری نزدیک میشدم، امتحانم بهتر میشد. بهترینش ویروس شد و بدترینش سرطان!(البته باید نمره هاش بیاد که بشه قطعی گفت)