زندگی ما(خیلی ها شبیه من) 

اساسش رو هول زدن و عجله کردن تشکیل میده. یه جوری خالی از فکره.

یعنی یه موج هایی میاد و زندگی افراد با اون میره.

بدو بدو! برو دبستان خوب. بدو بدو! درس بخون. بدو بدو! دانشگاه قبول شی. بدو بدو! دکترا و تخصص بگیر. بدو بدو! استاد تمام دانشگاه بشی.بدو بدو! نوبل بگیر. و در آخر عمر از نفس می افتی و جان میدی

از طرفی دیگر

بدو! پول در آر. بدو! ماشین بخر. بدو! خونه بخر. بدو! برج بساز. بدو! سرمایه ات رو افزایش بده. بدو! بمیر

من الان فرض میکنم تمام دنیا(تمام ماشین ها اعم از فراری ها!و پورش ها! و ...+ تمام سواحل دنیا و ویلاهاش و برج ها و ...) مال منه و تمام جایزه های مهم علمی و اقتصادی دنیا رو گرفتم. خوب که چی؟ الان زندگی ام خیلی خوبه؟ این چیزی هست که من دنبالشم؟ اصلا و ابدا که این ها من رو راضی نمیکنه ولو به اندازه سر سوزن!

افرادی که به نظر من موفق بودن توی این سیستمی که گفتم، بازی نکردن. و برنده شدن.

یعنی ذاتا این کار ها  بد نیست، ولی فایده ای هم نداره. مگر این که در جهت خاصی باشه. این جهته که تعیین کننده است.

اصلا باید یه ذره به همه چی نه! گفت و نشست. حالا بقیه که این قدر دویدن به کجا رسیدن. وایسا یه ذره نگاه کن. این که آدم با آرامش و طمانینه و یقین راه بره و این آرامش خیلی مهمه. و این ها چیزیه که با دویدن های بی جهت به دست نمی آد.