خط اول : از شدت امتحان هام دارم دیوانه می شم.18تا امتحان دارم.  الان ساعت 11:22 جمعه شبه. فردا(31 خرداد) ساعت 8 تا 10امتحان بیوتکنولوژی  دارم  + ساعت11 امتحان پاتولوژی 2 دهان و دندان دارم.  مطالب میانترم رو حذف نکردن و برای امتحان هست. چقدر عدد نوشتم!


خط دوم : امشب (4 تیر)به نظرم امتحاناتم ،قسمت دیوانه کننده اش گذشت. دیگه کمی نفس می کشم. آدم باید پرکار باشه. ولی در عین حال سرش خلوت باشه. برای خودش وقت بگذاره. ببینه می خواد چی کار کنه! نمی دونم چه سری و رمزیه که همیشه آدم از فکر کردن فرار می کنه. یعنی یه جور عجیبی زیر بار فکر کردن نمیره. به هر نحو ممکن. اینترنت و لپ تاپ ،گوش دادن به موسیقی ، فیلم دیدن، جر و بحث کردن .یه سوال دیگه  ه امشب برام مطرح شد اینه که آدم ها که اینترنت و تلویزیون نداشتند، چه جوری وقتشون رو تلف می کردند. به غایت این ها رو ابزار بدبختی به حساب می آورم.

جزوه گرفتن هم عجب چیز عجیبیه. کلا یه جوری با عزت آدم در تناقضه. البته این مجازات کسیه که خودش جزوه ننوشته، مجازات کسیه که به منابع اصلی مراجعه نمیکنه. واقعا مایه ی شرمندگیه. به نظرم اگه بخوان یه آدم حسابی بار بیارن ،باید قشنگ یه اتاقی ، حجره ای تو دانشگاه به طرف بدن، و عین قدیم ها درس های هر روز رو با همکلاسیت ، مباحثه کنی و ریز بشی. این طوری اگه کسی درس های دانشگاه رو بخونه یه چیز توپی!! ازش بدست میاد. الان رفتم تو فکرمتفکر

3- امروز دوشنبه 16 تیر ماه است و امتحان تشخیص 2 داشتم. یعنی کلا همش در حال خواب هستم. صبح ،  ظهر ، شب!! البته نه همه اش.  امتحان دادن توی ماه رمضان واقعا اذیت کننده است.